تبليغاتX
نیلوفر
دوشنبه 1386/03/07
خیال

من در خيال تنهايي تو سبز ميشوم.

 و ريشه ميدوانم تا خورشيد تا روشنايي

چه خيالي دارد اين خيالم!!!!

من چه سوختم  وقتي حرارت تنت  اتشم زد

در ظلمت شب وقتي كه تنها ميرفتم

چه بي داد ميكرد طوفان در دلم و هياهوي شهر گم شد

در بي نهايت ظلم تو

چه صبورانه طي كردم جوانيم را

كه من مادر بودم و زن

چه بيداد كرد ظلم تو در شب هاي مهتابي من

كه نور مي پاشيد سيمين گون بر جواني و زيبايي من

و من چه صبور بودم كه  تو نيامدي 

مي گفتم باز خواهي گشت

دوباره در خواهي زد

و من در پشت در در انتظار صبح ايستادم

و چه صبورانه جوانيم طي شد

موهاي سپيدم شاهدي براي شب هاي تار من است

و تو نبودي

تا دست هايم را در دست هاي گرمت بگيري

و انكار كني كه نبوده اين شبها

و من هيچ صبور نبوده ام

در استانه در

نيامدي

كه اغوش بگشايي بر پيكر نازكم كه در انتظار امدنت پيوسته رنجور ميشود

بوسه هايت بر لبانم داغي  نگذاشت و من   

همچنان در انتظار بوسه هايت به بوسه هاي قناري عاشق با جفتش افسوس خوردم

و چه بال و پرم ريخت وقتي صبورانه در انتظار تو بودم

و چه زمان ميگذرد و برق وبادش كور ميكند چشمانم را كه در انتظار تو

 بر جاده دوخته شده

و من مادر بودم و زن

 و

همچنان در انتظار تو

اردیبهشت۸6 - نیلوفر                

+ نیلوفر
جمعه 1386/03/04

 

هيچ جمعه اي استثنايي نميشه  نميدونم چرا ؟

 

دل گير  نفس گير  مثل  هميشه دلم گرفته

 

 

 تنها ي تنها كاش يك مسافرت پيش بيا د كه هيچ كسي باهام  نباشه

 

 

خودم باشم  و خبال خودم  يك راه دور مثل يك پرستو.

 

 

بيرون روشنه اما اينجا همه جا تاريكه هيچ دستي نيست تا چراغ رو  روشن كنه .

 

 

هيچ كس نيست تا مرا صدا كنه

 

 

صداي تاپ تاپ مياد  .   قلبمه   ميگه من با تو هستم اينجا با تو ......

+ نیلوفر