
گل باغ بهشتم چطوری اومدی تو سر نوشتم؟
اي گل باغ جواني
اسمتو روی قلب خود نوشتم
اي گل باغ روشنایی
تو بودی سرنوشتم
تو بودی عطر تن یاس
تو بودی یک باغ ا حساس
تو بودی تنها گل د شت
كه دل من از پي تو مي گشت
هر چه بلبل بود دور سر تو
توي اين باغ پر گل
گل باغ ارزو هام دلم از پي تو مي گشت
گل باغ بهشتم چطوری اومدی تو سر نوشتم؟
گل باغ يك دونه من
بهونه دل ديونه من
تو كليد راز بودي
اومدي تو سرنوشتم
همدم شب هاي مهتاب
شده همراز اين باد
پيچيده بر دل خسته ام
پيچيدي به سر نوشتم
گل باغ ارزو ها
عطر گل ياس سفيدم
چطوري شدي اميدم ؟
گل باغ بهشتم چطوري اومدي تو سرنوشتم؟
پرده ها رانگشاييد نميخواهم طلوع خورشيد را ببينم
كه هر روز با ديدنش سلامي برايم پيغام رسان باشد
نميخواهم نور زرينش را ببينم
كه گيسوانم را از ته خواهم تراشيد
تا صبح را با ان طلوع نكنم
تار به تارش را به باد عمر خواهم سپرد
تا گرد پيري را بر ان بيافشاند
به كجا پناه ببرم تا نبينم روي مهتاب را ؟؟
ن-ز ابان ۸۶
حسن دلبري
چهارراه
لجباز
پيامبران كاغذي
انديشه هاي پريشان
هومن
سولماز
پندار
طناز
خانه تنهايي
مرد شب
عشق است
الهي سقف آرزوت
تنها ترین من سلام
پرچین راز
باز حرف دل یک بیدل
گربه ملوس
اغلن
سرنوشت من
عروسک شیطون
رینی
مهدي
سكوت
هم نفس عاشقان
عشق فريبنده
<
ابزار وب فارسی