نیلوفر صحرا
من عاشق ترينم عاشق تنهاااااااا
زمان تاريكي و مرگ است لحظات با ضربان قلب ساعت در گذرند . و من در نگاهش ( ساعت) انتظار مي بينم خورشيد داغ ميتابد و لب تشنه ام كمانه زده براي بوسه هايت گل ديدار پژمرده و غروب در چشمان كبوتربچه فرود مي ايد . پ.ن : "به عقيده دريدا (ژاك دريدا 2004 - 1930 فيلسوف معاصر فرانسوي پايه گذار مكتب (ديكانستراكشن =ويران كردن و در عين حال ساختن) يك متن هرگز مفهوم واقعي خودش را اشكار نميكند زيرا مولف ان متن حضور ندارد و هر خواننده و يا هر كس كه ان متن را قرائت ميكند ميتواند دريافتي متفاوت از قصد و هدف نويسنده داشته باشد . "هر خواننده اي ميتواند برداشت خود را داشته باشد ." چون پیچکی برگرد وجودت مستانه در گرداب بمیرم
دوست دارم در آغوشت آرام بگیرم
کام از دل ناکام بگیرم چون پیچکی رقصان برگرد وجودت
نیلوفرانه در گرداب بمیرم
دوست دارم شبی مست در آغوش تو باشم
مستانه بی خود شوم ومستانه بمیرم
من گل مرداب چو عاشق شده ام ای یار با بوی عطر تن تو چون یاس بمیرم